آوا آوا ، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

آوای خوش زندگی ما

روزمره های آوا

1394/6/27 0:37
نویسنده : مامان سمیرا
791 بازدید
اشتراک گذاری

دختر ناز مامان این روزا با اون شیرین زبونیش و حرفای با مزه ای که میزنه کلی به زندگیمون نشاط بخشیده.من که عاشق حرف زدنتم مامانی با اون جمله های نصف و نیمه.روزای گرم تابستون هم شروع شده.تقریبا هر روز عصر میریم بیرون.پارک رو خیلی دوست داریارتباطم با آدمای اطرافت بهتر شده و دیگه مثل قبل با دیدن غریبه ها گریه نمیکنی.عاشق پاستیل و ژله و بستنی هستی تا بهت میگیم آوا چی بخریم میگی پاسیل.دیگه کم کم داری به عروسک بازی علاقه نشون میدی عروسکاتو میاری بهشون شیر میدی و پوشک میکنی یا سوار تاب میکنی .سی دی هم خیلی دوست داری هر جا میریم میبینی میگی سی دی بخریم.کلی هم سی دی کارتون داری که بعضی هاشو خیلی دوست داری مثل با نی نی و چرا و خاله سارا.منم هر کاری میکنم که کمتر تلویزیون ببینی باز نمیشهغمگینکتاب خوندن رو خیلی دوست داری همش کتاب میاری میگی بخووونخندونکزیاد اهل نقاشی کشیدن نیستی نمیدونم چرا!متفکر مکعب های بازیتو خیلی دوست داری روی هم دیگه میچینیم و اسم حیوونا و میوه ها رو میگی.حلقه هوشت رو هم دیگه درست و کامل میچینی.گاهی هم با لگوهات بازی میکنی البته زیاد دوست نداری در کل به وسایل خونه بیشتر علاق داری تا اسباب بازیهات.غذا خوردنت هم از وقتی از شیر گرفتمت بهتر شده.همچنان هم واست غذای جدا درست میکنم.حموم رفتن رو دوست داری فقط وقتی میخوام سرت رو بشورم گریه میکنی آخه چراااااامتفکرشعر تاب تاب عباسی هم واسه خودت میخونی خیلی هم بامزه میخونیبوسبعضی وقتا میای به مامان میگی مامان چیزی خوب داری بدی من!!!الهی من فدات شم این جور وقتا میخوام درسته قورتت بدم.وقتی میری خونه مامان فخری همش میری سر یخچالشون بستنی میخوای کلا یخچالشون شده تفریح توخندونکخب دیگه مامانی فک کنم دیگه از شیرین کاریهات چیزی از قلم ننداخته باشم.الهی فدات شم با اون اخلاقای خاصت

اینم چند تا عکس از این روزها

این خمیرهای بازی رو خودم واست درست کردم تا با خیال راحت خمیر بازی کنی


 

پسندها (4)

نظرات (0)